خرید بک لینک

درباره سایت

735

امکانات وب

تازه به کاظمین رسیدیمساعت ۵صبح حرکت کردیم و ساعت ۱به سامرا رسیدیم چه قدر زیارت امام هادی و امام عسگری غریبانه بود خیلی خیلی دوس داشتم فقط یه ساعت اونجا بودیم خیلی معطل شدیم یکی گم شده بود ناهار را در سید محمد خوردیم ماشین خراب شد تو این گرما نزدیک سه ساعت معطل شدیم حسرت خوردم از اینکه سامرا خلوت بود از این که همه کاروان ها فقط یه ساعت میمونن الان داریم آماده میشیم بریم حرم امام موسی کاظم . امام جواد صبح ساعت ۶باید هتل را ترک کنیم چه قدر نمیتوانیم بمانیم و امامان خود را سیر زیارت کنیم کلی درد دل دارم تا الان مسجد کوفه زیارت امام حسین وسامرا را از همه جا بیشتر دوست داشتم خیلی دلم میخاد زودتر ب

برچسب: نویسنده: کیانوش شاکری تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:32

آخرین پست عتبات را از لابی هتل کاظمین میذارمزیارت دو امام موسی کاظم و امام جواد خیلی خوب بود حس عرفانی به آدم دست میداد دیگه معلوم نیست کی بیام الان به سمت فرودگاه حرکت میکنیم ساعت ۱۲پرواز به مقصد تهرانه البته ۱۲به وقت عراق پولام دلاره میخاستم خرید کنم اما برام سخت بود چنج کنم ۱۵۰دلار به ایران برمیگردونم حدود ۹۰دلار خرید کردم واسه هر کسی یه چیز ارزون قیمت فقط برای ۱۰نفر سوغات خریدم ولی بازم خیلی زیاد شد برای کوچولای خودم ۳۰دلار و برای خودم ۲۰دلار و برای بقیه ۴۰دلار برای داداشام یه تسبیح ۵هزار تومنی و برای زن داداشام یه بلوز ۱۵هزار تومنی و ماشین کنترلی ۲۰هزار تومنی برای برادرزاده دیشب فقط دو س

برچسب: نویسنده: کیانوش شاکری تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:32

الان فرودگاه بغداد یمچه قدر دنگ و فنگ داره بارها تفتیش شدیم ولی به ایرانی ها خیلی بی احترامی میکردند خوبه که ایران عراق و نگه داشته واقعا آدمای بی شعور همه جا یافت میشوند خیلی خسته هستم دلم واسه بچه هام تنگ شده کوچولوهای من منتظر سوغاتی هستن متاسفم که نتونستم براشون خیلی بیارم دلم برای همه امامانی که غریبانه در خاک عراق آرمیده آمد تنگ میشه به نظرم زیارت امام علی حس غربت بیشتری به آدم میداد

برچسب: نویسنده: کیانوش شاکری تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:32

امروز عصر به خونه برگشتمخیلی تو فرودگاه معطل شدیم واقعا خیلی خلبان و خدمه عصبی و بی تربیت بودن هواپیما عربی بود خلبان و کمک خلبان میخاستن سر از تن مسافرا جدا کنند بر خلاف هواپیمای قبلی که کلی خوش و بش کردن خیلی عربها خودشونو دست بالا حساب میکنند و ایرانی ها را تحقیر میکنند امشب برای 70نفر شام پختیم که همه اش تمام شد 60 نفر حدودا مهمون داشتیم که 40نفر خانوم و 20نفر هم بچه بودن زرشک پلو با مرغ پخته بودیم با نوشابه پذیرایی هم میوه و شیرینی بود بازم دلم گرفته با وجود اینکه به خونه برگشتم اما باز هم دلم باز نشده حتی اونجا هم بودم ارووم و قرار نداشتم در بدترین شرایط روحی رفتم

برچسب: نویسنده: کیانوش شاکری تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:32

عجیب سرم درد میکنه و کلافه امحال خیلی بدی دارم حتی تو کربلا هم همین طور بودم فقط مسجد کوفه بود که حس و حال منو عوض کرد نمیدونم چرا این همه کلافه ام حس میکنم زندگیم به هم گره خورده حس گناه عجیب داره خفه ام میکنه خودمو در مقابل جدایی مسئول میبینم و همش فک میکنم گناه بزرگی کرده ام و همین مانع از حس خوش بودن میشه خیلی ناامید شدم و یه حسی بهم میگه زمان مرگم نزدیکه دیشب خاله ام میگفت از امام حسین خواستی بازم بری اونجا گفتم نه ولی حالا که فک میکنم میبینم خواسته ام عکس هایی که بقیه گرفتن را برام فرستادن بعضی جاها را اصلا یادم نمیاد به خودم نگاه میکنم میبینم که چه قدر داغون شدم در بدترین شرایط روحی ب

برچسب: نویسنده: کیانوش شاکری تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:32

امروز میخاستم هزینه خوابگاه را واریز کنم چون برام پیام اومده بود که جریمه بهش میخوره

ولی وقتی خواستم پرداخت کنم پیام امد که باید با مقطع تحصیلی قبلی خودت تسویه کنید

واااای

یعنی متوجه شدن که همزمان در دو رشته تحصیل کردم

حالا چی میشه

بازم عصبی شدم

برچسب: نویسنده: کیانوش شاکری تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:32

دیشب با خانواده رفته بودیم پارکهنوزم دلم گرفته نمیدونم از چی گرفته گاهی یاد گذشته میفتم و به خودممیگم چطور شد من همه چیزو یهویی تمومش کردم عذاب وجدان دارم دارم خفه میشم این عذاب وجدان و حس بد لعنتی نمیذاره از داشته هام لذت ببرم دیشب تو نت سرچ کردم دلیل ترس از مرگ گفته بود چون توشه ای برای اخرت نیندوخته ایم لذا میترسیم بمیریم واقعا راسته ولی نمیتونم توشه را سنگین کنم توشه سنگین کردن به نماز و روزه نیس به حق الناسه

برچسب: نویسنده: کیانوش شاکری تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:32

دلم شکست وقتی دیدم دروغ گفتهنمیدونم بهش بگم یا نه از خودم گاهی بدم میاد که ساده حرف یکیو باور میکنم البته خودمم دلم میخاد که گول بخورم وگرنه شاید ساده نباشم ولی گاهی سادگی میکنم دلم میسوزه دلم شکسته همه این ها باعث شد که من عوض شوم مسیرم از بقیه جدا بشه بالاخره مادرم قبول کرد که بهم پول قرض بده تا من بتونم شاسی بلند بخرم هنوزم نمیدونم کار درستیه یا نه ولی این اول راهه اگه نخرم پولامو هدر میدم اگه بخرم هم زیر بار قرض میرم تازه میترسم مردم هم بهم نگاه کنند

برچسب: نویسنده: کیانوش شاکری تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:32

خدایا دلم برای کربلا تنگ شدهدلم برای زیارت امام حسین تنگ شده یه جور عجیبی دوباره مینا هوایی شده و داره یه مدل دیگه افسردگی میگیره چه حس خوبی میداد فضا معطر و عرفانی بود فک نمیکردم دلم براش تنگ بشه فیلم سر بریده شهید حججی را دیدم که باعث شد خیلی دلم برای کربلا تنگ بشه دلم یه دنیا گریه میخاد خدااااااااااااااااااااا

برچسب: نویسنده: کیانوش شاکری تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:32

دیروز زن عموم میگفت که مادرشوهرت به مادربزرگت گفته که ماهی 1200 نفقه بچه بهش میدیم واسه همین میخاهیم بچه ها را ازش بگیریمیه چیزی حدود 3برابر گفته امروزم بابام میگفت یکی بهم گفته که میخان بچه ها را بگیرین بابامم میگفت که نارا حت نباشیا گفتم نه ولی خب قلبا که ناراحتم نمیتونم دوریشونو تحمل کنم داداشمم میگه نه تو بهش میدی نه اون بچه ها را میگیره نمیدونم چی میشه نمیدونم کارمون به کجا میکشه نمیدونم اخرش چی میشه فعلا از فکر فروش خونه اومدم بیرون ظاهرا از فکر عوض کردن ماشینم اومدم بیرون میخام تا سال اینده پولامو جمع کنم و طبقه بالا را بسازم فک کنم حدود 50میلیون بتونم جمع کنم و اگه پولای مادرم بگیرم

برچسب: نویسنده: کیانوش شاکری تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:32

صفحه بندی